پیرمرد دوست داشتنی من

کنار خاطرات کودکی ام

پیرمردی ست

با لبخندی از جنس گیلاس

که زیر سایه ی تاک

حلاجی می کند

ابرهای خانه !

و لبریز از غرور

به زنجیر می کشد

عشق را

در برابر

شهربانوی قصه ...

 

+ اگه گذرتون به این صفحه افتاد

دعا کنید برای ماندن سایه ای که کم کم از سرمان محو می شود....

فقط یه صلوات ....

 

+ شعر از نیلوفر مهرجو

 

/ 0 نظر / 49 بازدید